محققان دانشگاه کالیفرنیا، ایروین با همکاری «فائزه صالحی» محقق ایرانی این مرکز، کانون گریزانی در سطح پروتئین p53 شناسایی کرده‌اند که می تواند توسط داروهای ضد سرطان مورد هدف قرار گیرد.




به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اشکال مختلف جهش پروتئین p53‌ عامل بروز بیش از 40 درصد از موارد سرطان عنوان شده و نتایج این یافته می‌تواند به ابداع روش درمانی نوین برای طیف گسترده‌ای از سرطان‌ها منجر شود.

در شکل منظم، این پروتئین به بازسازی DNA آسیب دیده در سلول‌ها یا مرگ سلول بشدت آسیب دیده کمک می‌کند تا به آن اصطلاحا نگهبان ژنوم (guardian of the genome) گفته شود؛ اما پروتئین جهش یافته p53 عملکرد درستی نداشته و به سلول های سرطانی اجازه تکثیر می‌دهد؛ به همین دلیل این پروتئین به عنوان هدف کلیدی در تحقیقات سرطان محسوب می‌شود.

در درون سلول، پروتئین های p53 در نوسان بوده و مکان یابی محل های اتصال برای ترکیبات دارویی بالقوه را دشوار می کنند.

اما با کمک روش محاسباتی موسوم به «دینامیک مولکولی»، تیم تحقیقاتی دانشگاه کالیفرنیا، ایروین موفق به شبیه سازی رایانه ای این حرکت فیزیکی و شناسایی محل های اتصالی شدند که تنها در پنج درصد از زمان باز است.

با کمک یک رایانه تمامی دو هزار و 298 مولکول کوچک نمایش داده شده ، محققان، 45 نمونه بهتر را برای سنجش های بیولوژیکی انتخاب کردند؛ در میان این ترکیبات یک نمونه به نام stictic acid شناسایی شد که قادر به ایجاد توانایی سرکوب تومور در پروتئین جهش یافته p53 است.

به گفته محققان، غربالگری جامع از مولکول های کوچک با صفات مشابه می تواند به تولید ترکیباتی برای اتصال به پروتئین جهش یافته p53 (با توانایی نابودی تومور سرطانی) منجر شود.

«پیتر کایزر» استاد شیمی زیستی و یکی از محققان ارشد این پژوهش تأکید می کند: کشف و توسعه چنین ترکیباتی تأثیر عمیقی بر درمان سرطان خواهد داشت و به جای تمرکز بر روی یک نوع خاص بیماری، می توان طیف گسترده تری از انواع مختلف سرطان را درمان کرد.

به گفته «کایزر»، در حال حاضر یک گروه از داروهای آزمایشی به نام Nutlins وجود دارد که تخریب پروتئین p53 را متوقف می کند، اما مانند روش جدید نمی تواند از جهش پروتئین جلوگیری کند.

این کشف حاصل سال ها پژوهش محققان موسسه ژنومیک و بیوانفورماتیک دانشگاه کالیفرنیا، ایروین و مرکز جامع سرطان چائو است و فائزه صالحی از دپارتمان علوم رایانه، روبرتا بارونیو، لیندا هال، دا وای لین از دپارتمان شیمی زیستی، براد والنتین، چیونگ خوانگ چن از دپارتمان زیست شناسی مولکولی، ریچارد چنبرلین استاد شیمی و وسلی هاتفیلد استاد ژنتیک مولکولی در این مطالعه مشارکت داشته اند.

نتایج این مطالعه در مجله Nature Communications منتشر شده است.


طبقه بندی: پزشکی، اكتشافات،

تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | 03:13 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات


نجوم - همچون قلابی کوچک و درخشان در آسمان تاریک به نظر می‌رسد؛ کهکشان ستاره‌زایی که از دوردست‌ها شبیه کفش گمشده سیندرلا در پهنه آسمان به نظر می‌رسد. این تازه‌ترین شاهکار تلسکوپ فضایی هابل است.

محمود حاج‌زمان: همچون قلابی کوچک و درخشان در آسمان تاریک به نظر می‌رسد؛ جرم زیبایی که با نام J082354.96+280621.6 یا به اختصار J082354.96 نامیده می‌شود. این کهکشان که از دوردست شبیه کفش افسانه‌ای سیندرلا به نظر می‌رسد، یک کهشکان ستاره‌زا (Starburst) به شمار می‌رود؛ عنوانی که به خاطر نرخ فوق‌العاده بالا (و غیرعادی) شکل‌گیری ستارگان در درون این کهکشان به آن اعطا شده است.
یکی از راه‌هایی که اخترشناسان برای بررسی طبیعت و ساختار کهکشان‌هایی مانند این استفاده می‌کنند، مشاهده رفتار مولفه‌های گاز و غبار آنها، به ویژه تابش لیمان-آلفا است. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که الکترون‌های اتم هیدروژن از سطح انرژی بالاتری به سطح انرژی پایین‌تر منتقل می‌شوند، و حین این فرایند از خود نور ساطع می‌کنند. اهمیت این تابش از آنجایی است که نور آن فقط زمانی می‌تواند کهکشان میزبان خود را ترک کند که به شدت در گازهای اطراف خود پراکنده شود؛ که به این معناست که این نور می‌تواند به عنوان ردیاب مستقیمی از آنچه کهکشان از آن ساخته شده است به کار رود (برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ اینجا کلیک کنید).


مطالعه تابش لیمان-آلفا در خصوص کهکشان‌های دوردست متداول است، اما اکنون مطالعه جدیدی به نام LARS (نمونه مرجع لیمان-آلفا) در حال بررسی اثر مشابهی در کهکشان‌های نزدیک است. اخترشناسان 14 کهکشان را انتخاب کرده‌اند، که کهکشان فوق نیز یکی از آنها است، و با استفاده از طیف‌نگاری و عکس‌برداری می‌خواهند دریابند که در درون آنها چه اتفاقی رخ می‌دهد. این دانشمندان کشف کرده‌اند در صورتی‌که کهکشان غبار کمتری داشته باشد، فوتون‌ها لیمان-آلفا می‌توانند بسیار دورتر حرکت کنند؛ که به این معناست که ما می‌توانیم از این تابش برای پی بردن به میزان غبارآلود بودن کهکشان مرجع استفاده کنیم.
مطالعه LARS به میزان زیادی به قدرت تفکیک بالای تلسکوپ هابل متکی است. زمانی‌که هابل بازنشسته شود، هیچ تلسکوپ دیگری قادر نخواهد بود تا مشاهداتی مانند این را در بخش فوق فرابنفش طیف نور انجام دهد.




طبقه بندی: نجوم، اكتشافات،

تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات

معادله ی نسبیت عام دارای زیر ساخت ریاضی محکمی است که با زمان متناسب است و مزیت آن هم این است که می توان زمان را به سریعتر از آنکه به آینده برود به عقب برد.
اگر شما این معادله را که بتوان روی زمان کنترل داشت را برای سیاه چاله بنویسید نتیجه اش شی ای به نام سفید چاله خواهد بود که کاملا خلاف سیاه چاله است به این مفهوم که اگر چیزی از دام سیاه چاله نمی تواند بگریزد چیزی نخواهد توانست به دام سفید چاله بیافتد در واقع اگر سیاه چاله کارش بلعیدن باشد سفید چاله کارش بیرون انداختن است.

در فیزیک نجومی ، یک سفید چاله از واژگونی زمانی در یک سیاه چاله به وجود می آید . در حالی که یک سیاه چاله در حقیقت مانند یک جارو برقی عمل کرده و هرچیزی را که نزدیکتر از افق رویداد آن باشد می بلعد , یک سفید چاله موادی را از افق رویداد خود با سرعت بسیار زیاد به بیرون پرتاب می کند. با توجه به شتاب ثابت این دو چاله می توان گفت چه سیاه چاله چه سفید چاله هر دو جذب کننده مواد هستند و تفاوت آنها در پتانسیل آنها در مرز افق رویداد آنها است.
در یک سیاه چاله مواد در افق رویداد آن می توانند فقط جذب گرددند در حالی که در افق رویداد یک سفید چاله بظر میرسد که مواد با سرعتی زیاد حتی در حدود نور منتشر می شوند و مانند یک منبع عمل می کنند . بنظر می رسد که یک سیاه چاله هرچیزی را که بدرون خود می کشد از یک جایی دیگر با همان آهنگ خارج می کند.

سفید چاله ها نیز مانند سیاهچاله ها دارای نمونه های کوچکتری نیز می باشند الکترون ها نمونه هایی از یک سفید چاله کوچک هستند. الکترونها یک جرم فشرده شده با مرکز خالی می باشند که فضای خالی داخل الکترون از یک فضای کوانتمی غیرمادی انباشته شده است و در لایه بیرونی آن از یک فضای کوانتمی مادی اشباع شده است و این موضوع سبب دفع الکترونها از یکدیگر و جذب توسط پروتونها که نمونه هایی از یک میکروسیاهچاله می باشند است.
اما جالب است بدانیم که این چاله سفید که هنوز در آسمان رصد نشده و مانند یک تئوری می باشد به پیشنهاد استیون هاوکینگ ارائه شد که دلیل و برهانش بر می گردد به ترمودینامیک که پیش بینی می کند برای اینکه یک گاز داخل این سیاه چاله ها درتعادل گرمایی باشند نیاز هست که در زمان گذشته یا بهتر معکوس زمانی این مواد در تعادل باشند که برای حل این مشکل وجود یک سفید چاله ضروری شد. در واقع سفید چاله ها در دنیای ریاضی زندگی می کنند و این بدان معنا نیست که حتما باید در دنیا وجود داشته باشند در حقیقت آنها اصلا وجود خارجی ندارند زیرا راهی برای تولید آنها وجود ندارد.



طبقه بندی: نجوم، اكتشافات،

تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات
  اخترشناسان و فیزیکدانان مشهوری طی چند قرن گذشته موفق به کشف دستاوردهای برجسته ای در حوزه ستاره شناسی و بررسی کائنات شده اند.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بطلمیوس، کوپرنیک، کپلر، گالیله، نیوتن، کاسینی و آلبرت انیشتین از جمله برجسته ترین اخترشناسان تاریخ محسوب می شوند که دستاوردهای علمی آنها باعث تحول علم ستاره شناسی و نجوم شده است.

کلاودیوس بطلمیوس

فیلسوف، ریاضیدان، جغرافیدان و اخترشناسان یونان باستان که در سال 168 میلادی در مصر درگذشت، دارای رساله جامع در حوزه حرکات ستارگان و سیارات موسوم به Almagest است.

در الگوی ارائه شده توسط بطلمیوس که مشابه سامانه خورشیدی فعلی است، زمین در مرکز گیتی قرار داشته و خورشید، ماه و سایر سیارات بدور زمین در حال چرخش بودند.

تهیه فهرست 48 صورت فلکی که نام آنها همچنان مورد استفاده قرار می گیرد، از دیگر فعالیت های این اخترشناس محسوب می شود.

نیکلاس کپرنیک

ریاضیدان و اخترشناس لهستانی متولد سال 1473 میلادی، از جمله محققانی محسوب می شود که به ناکارآمدی مدل بطلمیوس پی برده و مدل خورشید محوری را توسعه داد؛ در این سیستم بر خلاف تصورات قبلی سایر سیارات از جمله زمین بدور خورشید در حال چرخش هستند.

کتاب On the Revolutions of the Heavenly Spheres (گردش افلاک آسمانی) را پیش از مرگش به رشته تحریر درآورد.

یوهانس کپلر

ریاضیدان و اخترشناس آلمانی متولد 1571 میلادی بعنوان پدر ستاره شناسی نوین شناخته می شود.

این دانشمند با ارائه تغییراتی در دیدگاه کوپرنیک از سیستم منظومه شمسی از جمله وجود مدار بیضوی، قوانین معروف به قوانین سه گانه کپلر را ارائه کرد که ضمن تشریح حرکت سیارات نسبت به خورشید، یک منبع مهم در علم نجوم و ستاره شناسی محسوب می شود.

گالیلئو گالیله

فیلسوف، ریاضیدان و اخترشناس در سال 1564 میلادی در ایتالیا متولد شد؛ این دانشمند بدلیل ارائه نظریات ضد ارسطو و محاکمه در کلیسای کاتولیک از شهرت جهانی برخوردار است.

مطالعات گالیله از مدل کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و چرخش آن بدور خورشید حمایت می کرد که با حکم کلیسا مجبور به انکار نظریه خود و حدود یک دهه حبس خانگی شد.

گالیله با کمک یک تلسکوپ موفق شد جزئیات بسیار دقیقی از سطح ماه را رصد کند؛ کشف چهار قمر بسیار بزرگ سیاره مشتری موسوم به اقمار گالیله ای (Galilean moons) و توسعه نخستین ساعت پاندول دار از دیگر دستاوردهای علمی این دانشمند ایتالیایی محسوب می شود.

ایزاک (اسحاق) نیوتن

ریاضیدان، فیزیکدان و ستاره شناس سرشناس انگلیسی و بنیانگذار حساب دیفرانسیل و انتگرال در سال 1643 میلادی متولد شد.

قوانین حرکت نیوتن شامل سه قانون فیزیکی است که ارتباط نیروهای وارده بر یک جسم و حرکت آن را نشان می دهد.

سقوط سیب از یک درخت، الهام بخش نظریه معروف گرانش زمین مطرح می شود که بر این اساس، خورشید نیروی کششی به سیارات وارد می‌کند و این نیرو باعث حرکت منظم سیارات در مدارهای پیرامون خورشید می شود.

کریستیان هویگنس

اخترشناس برجسته هلندی دستاوردهای برجسته ای در حوزه ریاضی و فیزیک بدست آورده و تلسکوپ های پیشرفته ای را نیز طراحی کرده است که منجر به اکتشافات مهم در حوزه نجوم و ستاره شناسی شد.

هویگنس در سال 1655 میلادی نظریه ای مبنی بر وجود حلقه نازک و مسطحی بدور سیاره زحل را ارائه کرد؛ کشف نخستین قمر سیاره زحل موسوم به «تیتان» و نخستین تصویر از سحابی جبار (Orion Nebula) از دیگر دستاوردهای این دانشمند محسوب می شود.

کاوشگر قمر تیتان نیز برای گرامیداشت این محقق به نام «هویگنس» نامگذاری شده است.

جیووانی کاسینی

اخترشناس ایتالیایی در سال 1672 میلادی با همکاری «ژان ریشر» از یک روش انطباقی برای تخمین فاصله بین زمین و مریخ استفاده کردند و نخستین برآورد فاصله در منظومه شمسی را ارائه کردند.

با استفاده از روش گالیله، این دانشمند ایتالیایی موفق به انجام نخستین اندازه گیری طول و عرض جغرافیایی شد؛ کشف چهار قمر سیاره زحل شامل یاپتوس، رئا، تیتوس و دیونه نیز از دیگر کشفیات «جیووانی کاسینی» محسوب می شود.

برای گرامیداشت نام این محقق، کاوشگر زحل به نام «کاسینی» نامگذاری شده است.

چارلز مسیه

اخترشناس فرانسوی در سال 1744 میلادی و در سنین نوجوانی دنباله داری با طول شش متر دم را مشاهده کرد و چهار سال بعد خورشیدگرفتگی حلقوی را رصد کرد.

اخترشناس جوان علاوه بر رصد دنباله دارها، سحابی های مختلف را مورد بررسی قرار داد و فهرستی از اجرام اعماق فضا شامل خوشه های ستاره ای و کهکشان ها تهیه کرد.

فهرست تهیه شده توسط «مسیه» بالغ بر 110 جرم آسمانی است که امروزه نیز مورد استفاده محققان نجوم و اخترشناسان سراسر دنیا قرار می گیرد.

آلبرت اینشتین

فیزیکدان برجسته آلمانی بدلیل کشف قانون فوتوالکتریک، جایزه نوبل فیزیک سال 1921 میلادی را از آن خود کرد.

این دانشمند برجسته قرن بیستم اگرچه رصدهای نجومی عملی با تلسکوپ نداشت، اما نظریه های علمی وی بویژه «نظریه نسبیت» انقلاب عظیمی در علم نجوم ایجاد کرد.

نظریه ثابت بودن سرعت نور، نظریه نسبیت عام، نظریه نسبیت خاص، نظریه میدان یکنواخت از جمله مهمترین دستاوردهای علمی اینشتین محسوب می شود.

کارل ساگان

دانشمند آمریکایی که در سال 1996 میلادی درگذشت، از محققان برجسته نجوم و علوم فضا محسوب می شود که اکتشافات مهمی از جمله تعیین دمای بالای زهره و تغییرات فصلی مریخ به نام خود ثبت کرده است.

استفان هاوکینگ

این دانشمند انگلیسی از جمله پیشتازان در حوزه فیزیک نظری و نجوم و یکی از مغزهای بزرگ پس از اینشتین محسوب می شود. «هاوکینگ» از سن 20 سالگی به بیماری ALS مبتلا شد، با این وجود تحصیلات و تحقیقات وسیع خود را در حوزه علم فیزیک ادامه داد.

نظریه شکل گیری فضا همزمان با آغاز شکل گیری کائنات پس از انفجار بزرگ (Big Bang)‌ و کتاب های متعدد در حوزه فیزیک و نجوم از تلاش های علمی این محقق محسوب می شود.


طبقه بندی: نجوم، اكتشافات،

تاریخ : پنجشنبه 8 فروردین 1392 | 02:35 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات
محققان دانشگاه یورک موفق به حل معمای سیاهچاله‌ها شدند که نشان می‌دهد، هر چیزی که بداخل منطقه «افق رویداد» سقوط کند از بین خواهد رفت.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بر اساس نظریه نسبیت عام انیشتین هیچ چیزی حتی نور پس از عبور از سیاهچاله نمی‌تواند از میدان جاذبه آن بگریزد؛ هر سیاهچاله دارای منطقه ای به نام افق رویداد (event horizon)‌ است، یعنی اگر جسمی وارد این ناحیه شود، نمی‌تواند از آن رهایی پیدا کند و محکوم به نزدیک شدن و از بین رفتن در مرکز سیاهچاله است.

پروفسور «سام براون اشتاین» و دکتر «استفانی پیراندولا» تأکید می کنند که راه حل این موضوع در نظریه اطلاعات کوانتومی، شامل وجود گرفتاری کوانتوم در طول افق رویداد سیاهچاله نهفته است.

مکانیسم کوانتوم نشان می دهد، گرفتاری در منطقه افق رویداد بین ذرات درون و خارج از سیاهچاله بوجود می آید.

«بروان اشتاین» تأکید می کند: مانعی از ذرات پر انرژی ایجاد می‌شود: یک دیوار پر انرژی (یا دیوار آتش) در سراسر افق رویداد شکل می گیرد. برای نخستین بار ضرورت گرفتاری در سراسر افق رویداد سیاهچاله و آنچه همزمان با افزایش سن سیاهچاله روی می دهد را نشان دادیم؛ هرچه میزان گرفتاری (کوانتوم) بزرگتر باشد، دیواره دیرتر فرو می ریزد، اما اگر گرفتاری حداکثری باشد، دیوار آتش هرگز روی نمی دهد.

زمانیکه مکانیسم کوانتومی و گرفتاری در ذرات در خصوص سیاهچاله ها دخیل می شوند، پیش بینی «هاوکینگ» برای امکان طولانی ترین زمان نیز امکان پذیر می شود.

نتایج این تحقیق نه تنها از نظریه گرانش انیشتین، بلکه از نظریه اطلاعات کوانتومی بعنوان ابزار قدرتمند برای کشف اسرار کائنات حمایت می کند.


طبقه بندی: اكتشافات، نجوم،

تاریخ : پنجشنبه 8 فروردین 1392 | 02:34 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic