به این پدیده می گوییم دژا- وو (Deja vu ) معنی تحت اللفظی این كلمه فرانسه «قبلا دیده شده» است. توضیح رایج امروزین روان شناسان درباره این پدیده، بروز اشتباه در فرایند حافظه انسان است، به این معنی كه وقتی صحنه ای را می بینیم این صحنه به حافظه كوتاه مدت ما سپرده می شود و در هر لحظه ذهن ما چند ثانیه پیش تر را از روی حافظه كوتاه مدت به خاطر می آورد ( وگرنه نمی تونستیم آن صحنه را لحظه به لحظه دنبال كنیم ) اما گاهی اوقات این عملكرد به نحوی انجام می شود كه گویی تصاویر چند لحظه پیش از حافظه طولانی مدت بازخوانی می شود و بنابراین تصور می كنیم اتفاقی كه چند لحظه پیش تر افتاده در گذشته ای دور رخ داده و ما مشغول به خاطر آوردن آن از روی حافظه طولانی مدتمان هستیم.
397669_10151592029388496_1960543857_n
به همین دلیل هست كه همیشه حس جست و جو برای خاطره ای دور دست در چنین لحظاتی بسیار قوی است و مدام داریم با خودمام می گوییم « این صحنه را قبلا كجا دیده بودم؟ ». هر چند هرگز نمی توانیم زمان و مكان دقیق بروز این خاطره ی قدیمی دروغین را دقیقا به خاطر بیاوریم. درباره نحوه دقیق عملكرد مغز ( مثلا اینكه مغر ما پیش از درك هر لحظه آن را از حافظه كوتاه مدت بازخوانی می كند یا اینكه پیش از بازخوانی از حافظه كوتاه مدت جریان زمان را به عنوان یك خاطره در جریان درك می كند) بحث های زیادی وجود دارد، اما چیزی كه فعلا روشن است، این است كه دژا-وو ربطی به روشن بینی و آینده نگری ندارد.
تقریبا دو سوم مردم جهان با چنین تجربه ای رو به رو می شوند، پس نباید نگران خراب شدن مغزتان باشید. بررسی های روانپزشگان برای یافتن رابطه ای معنی دار میان بروز دژا-وو و اختلالاتی مثل اسكیزوفرنی و عصبی بودن نیز هیچ نتیجه ای نداشته و ارتباطی میان این پدیده با چنین اختلالاتی وجود ندارد. تنها عارضه مغزی كه ممكن است با دژا-وو مرتبط باشد حمله صرع در ناحیه گیجگاهی مغز است. اغلب مردم در زندگی خود با دوره های ملایم حملات صرع رو به رو می شوند ( كه به معنی ابتلا صرع نیست) و این حملات هم لزوما به معنی غش كردن و عوارض رفتاری ظاهری نیستند. دژا-وو می تواند نشانه بروز چنین حملات زودگذر و خفیفی باشد.


طبقه بندی: اكتشافات،

تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1392 | 08:40 ق.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات






  دانشمندان با استفاده از تلسکوپ آلما موفق به کشف یک ابر بسیار بزرگ داغ در اطراف یک ستاره بسیار جوان شده‌اند.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این ابر داغ حدود 10 برابر بزرگتر از نمونه‌های کشف شده در اطراف ستارگان کوچک عادی با جرم مشابه خورشید است که نشان می‌دهد فرآیند شکل‌گیری ستارگان از تنوع بسیار بیشتری نسبت به تصورات پیشین برخوردار است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: فیزیك، نجوم، اكتشافات،

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 | 10:44 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات

بیگ بنگ: اگر مغز بتواند کامپیوتر یا بازوی مکانیکی را کنترل کند، آیا کامپیوتر می تواند، بدون نصب الکترودهایی درون مغز، اندیشه های آدمی را بخواند؟

از سال 1875 معلوم شد که مغز بر پایه جا به جایی الکتریسته درون نورون ها کار می کند، که سیگنال های ضعیفی را می سازد که می توان آنها را با گذاردن الکترودهایی در اطراف سر آدم اندازه گرفت. با تحلیل کردن پالس های الکتریکی گردآوری شده با این الکترودها، می توان امواج مغزی را ثبت کرد. این را EEG( الکترانسفالوگرافی ) 1 می نامند که قادر به ثبت تغییرات کلی در مغز است، مثلا هنگام خوابیدن ، یا حالت روحی، مثل خشم، نگرانی و غیره. نمودار EEG را می توان روی نمایشگر کامپیوتر نشان داد و سوژه قادر به دیدن آن است. پس از مدتی شخص می تواند مکان نما را با اندیشیدن محض جا به جا کند. تاکنون نیلس بیرباومر ( 2 ) از دانشگاه توبینگن توانسته افراد تقریبا فلج را برای تایپ کردن جمله های ساده به این شیوه آموزش دهد. مزیت EEG آن است که می تواند به سرعت امواج فرکانس های گسیلی از مغز را بدون نیاز به تجهیزات پیچیده و گران قیمت آشگار سازی کند. ولی یک عیب بزرگ آن است که EEG نمی تواند اندیشه ها را به مکان های ویژه ای در مغز منتسب کند.

EEG  EEG یا الکروانسفالوگرافی(نوارمغزی)، ثبت فعالیت الکتریکی مغز است، این تکنیک شامل اخذ سیگنال توسط الکترودهای سطحی، بهبود سیگنال (معمولاً تقویت و حذف نویز)، چاپ سیگنال و آنالیز آن می‌شود.

روش بسیار حساس تر عبارت است از اسکن fMRI ( تصویر برداری با رزونانس مغناطیسی عاملی ) 3. EEG و fMRI تفاوت های مهمی با هم دارند. اسکن EEG وسیله ای است ناپویا که تنها سیگنال های الکتریکی آمده از مغز را می گیرد، پس نمی توانیم خیلی خوب مکان منبع را تعیین کنیم. ماشین fMRI از پژواک های ایجاد شده توسط موج های رادیویی برای نگریستن به درون بافت زنده استفاده می کند. بدین ترتیب می توان به دقت مکان انواع سیگنال ها را تعیین کرد، که به تصاویر سه بعدی خیره کننده از درون مغز می انجامد. ماشین fMRI بسیار گران است و نیازمند آزمایشگاهی پر از تجهیزات سنگین وزن، ولی تاکنون جزئیاتی نفس گیر از چگونگی کارکرد مغز در حال اندیشیدن ارائه کرده است.

جوشوا فریدمن ( 4 ) روانپزشک دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس می گوید « اوضاع شبیه اخترشناسی در سده ی شانزدهم پس از اختراع تلسکوپ است. برای هزاران سال افراد بسیار هوشمند کوشیدند که از آن چه که در آسمان ها می گذرد سر در آورند، ولی تنها می توانستند درباره آنچه که در ورای چشمان غیر مسلح آدمی قرار دارد به گمانه زنی بپردازند. و بعد، ناگهان، تکنولوژی ، نگریستن مستقیم به آن جا را امکان پذیر ساخت.

120380404_30f72de0c6در  روش fMRI تصاویری متناوب از مغز در حال فعالیت و سپس در حال استراحت گرفته می‌شود و از یکدیگر بطور دیجیتالی تفریق می‌گردند، که حاصل این پردازش عملکرد مغزی در اثر تغییرات جریان خونی در مغز را از لحاظ فیزیولوژیکی نشان میدهد.

راستش اسکن های fMRI حتی می توانند حرکت اندیشه در مغز را با تفکیک پذیری 0.1 میلی متر ، یا کمتر از نوک سوزن ، که متناظر است با کمابیش چند هزار نورون ، نشان دهند. به تازگی دستاوردی از سوی کندریک کی ( 5 ) و گروهش در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی رخ داد. آنان از کسانی که به تصاویری از اشیای گوناگون ، مانند خوراک، جانوران، مردم، و چیزهای معمولی با رنگ های گوناگون، می نگریستند اسکن fMRI گرفتند. کی و همکارانش برنامه ای نرم افزاری تهیه کردند که می توانست این اشیا را با الگوهای fMRI متناظر مرتبط کند. سوژه ها هر چه عکس های بیشتری می دیدند، برنامه کامپیوتری در شناسایی این اشیا در اسکن های fMRI بهتر عمل می کرد.

سپس به همان سوژه ها عکس هایی کاملا جدید نشان دادند، و برنامه ی نرم افزاری در اغلب می تواتست به درستی شی را با اسکن fMRI تطبیق دهد. پس از نشان دادن 120 عکس از اشیای جدید، برنامه نرم افزاری الگوی fMRI این اشیا را 90 درصد موارد به درستی شناسایی کرد. هنگامی که به سوژه ها 1000 عکس جدید نشان داده شد، نرخ موفقیت برنامه نرم افزاری 80 درصد شد. به گفته کی « شناسایی این که سوژه در مجموعه ی بزرگی از تصاویر طبیعی کاملا بدیع به کدام تصویر نگریسته امکان پذیر است… چه بسا به زودی بتوان تصویر تجربه ی دیدگانی آدم را با اندازه گیری فعالیت مغز بازسازی کرد. »

هدف این رهیافت ایجاد « واژه نامه اندیشه » است، به گونه ای که هر شی دارای تناظری یک به یک با تصویر fMRI خاصی باشد. پس با خواندن الگوی fMRI ، می توان از شیی که آدم دارد به آن می اندیشد رمزگشایی کرد. سرانجام، کامپیوتر شاید هزاران الگوی fMRI که دارد از مغز در حال اندیشیدن تراوش می کند اسکن کند و راز هر یک را بگشاید. به این شیوه، چه بسا که بتوان قفل جریان آگاهی آدمی را گشود.




طبقه بندی: اكتشافات، پزشکی،

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 | 09:54 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات
  دانشمندان دانشگاه هاروارد و MIT به رهبری پروفسور میخائیل لوکین و ولادن وولتیک موفق‌ شدند با پیوند دادن فوتون‌ها به یکدیگر، مولکول‌هایی را برای ایجاد وضعیت جدیدی از ماده شکل دهند.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این وضعیت جدید همواره در حد نظریه وجود داشته است.

به گفته لوکین، کشف جدید با تفکر تثبیت‌شده چنددهه‌ای در خصوص ماهیت نور در تضاد است.

مدت‌های مدیدی است که فوتون‌ها به عنوان ذرات بدون جرمی توصیف شده‌اند که با یکدیگر تعاملی برقرار نمی‌کنند و چنانچه فردی دو پرتو لیزر را به سمت یکدیگر بتاباند، آن‌ها به سادگی از خلال یکدیگر عبور می‌کنند.

با این حال "مولکول‌های فوتونی" رفتاری متفاوت از لیزرهای معمولی دارند و مانند نوری هستند که بیشتر در داستان‌های تخیلی وجود دارند.

بسیاری از خواص نوری که محققان از آن آگاهی دارند، از این واقعیت ناشی می‌شود که فوتون‌ها بدون جرم بوده و این که آن‌ها با یکدیگر تعاملی ندارند.

آنچه دانشمندان در مطالعه جدید خود صورت داده‌اند، خلق نوع خاصی از محیط است که در آن فوتون‌ها به قدری قوی با یکدیگر تعامل برقرار می‌کنند که گویی دارای جرم هستند. آن‌ها در واقع، شروع به پیوستن به یکدیگر برای شکل‌دهی مولکول‌ها می‌کنند.

این نوع وضعیت پیوستگی فوتونی مدت‌های طولانی است که از لحاظ تئوری بحث شده و تاکنون مشاهده نشده بود.

برای به هم پیوستن فوتون‌های بدون جرم به یکدیگر، لوکین و همکارانش به مجموعه‌ای از شرایط بی‌نهایت تکیه کردند.

محققان با اتم‌های پمپاژشده به درون اتاقک خلا کار خود را آغاز کردند، سپس از لیزر برای خنک‌کردن ابر اتم‌ها تا چند درجه بالاتر از صفر مطلق استفاده کردند.

با استفاده از پالس‌های لیزری بی‌نهایت ضعیف، آن‌ها سپس فوتو‌ن‌های منفرد را به درون ابر اتم‌ها شلیک کردند.

زمانی که فوتون وارد ابری از اتم‌های سرد می‌شود، انرژی آن اتم‌ها را در طول مسیرش تحریک می‌کند و این امر موجب کندشدن قابل‌توجه فوتون‌ها می‌شود.

زمانی که این فوتون‌ها از خلال ابر حرکت می‌کنند، این انرژی از اتمی به اتم دیگر منتقل می‌شود و سرانجام با فوتون از ابر خارج می‌شود.

هنگامی که فوتون از این محیط خارج می‌شود، ماهیت آن حفظ می‌شود. این همان اثری است که در انکسار نور در لیوان آب می‌توان مشاهده کرد.

نور وارد آب می‌شود و بخشی از انرژی‌اش را به محیط می‌دهد و در درون آب نور و ماده به یکدیگر جفت شده‌اند، اما زمانی که از محیط خارج می‌شود، هنوز هم نور است.

فرایند مشاهده‌شده در این آزمایش نیز بدین صورت اما اندکی بی‌نهایت است و در آن نور به طور قابل‌توجی کند شده و انرژی زیادی در مقایسه با انکسار ساطع می‌شود.

زمانی که لوکین و همکارانش دو فوتون را به درون ابر شلیک کردند، آن دو با یکدیگر و به عنوان یک مولکول منفرد از محیط خارج شدند. این مولکول‌ها هرگز پیش‌تر مشاهده نشده بودند.

این اثر انسداد Rydberg نام دارد و در آن یک اتم تحریک می‌شود و اتم‌های مجاور نمی‌توانند به همان درجه تحریک شوند.

در عمل این اثر بدین معناست که فوتون وارد ابر اتمی می‌شود، نخستین فوتون یک اتم را تحریک می‌کند اما باید پیش از این که دومین فوتون اتم‌های مجاور را تحریک کند، به سمت جلو حرکت کند.

نتیجه این است که دو فوتون یکدیگر را از خلال ابر می‌کشند و هل می‌دهند، زیرا انرژی‌شان از اتمی به اتم بعدی تحویل داده می‌شود.

این یک تعامل فوتونی است که توسط تعامل اتمی میانجی‌گری می‌شود. این امر موجب می‌شود که این دو فوتون مانند یک مولکول رفتار کنند و هنگامی که آن‌ها از محیط خارج می‌شوند، به عنوان فوتون‌های منفرد و با یکدیگر خارج می‌شوند.

این اثر غیرمعمول بوده و دارای کارکردهای عملی است، زیرا فوتون‌ها بهترین ابزار برای حمل اطلاعات کوانتومی هستند.

برای ساخت یک رایانه کوانتومی محققان به ساختن سیستمی نیاز دارند که بتواند اطلاعات کوانتومی را با استفاده از عملیات‌های منظقی کوانتومی حفظ و پردازش کند.

با این حال، چالش اینجا است که منطق کوانتومی تعاملاتی را بین کوانتوم‌های منفرد می‌طلبد، به طوری که سیستم‌های کوانتومی بتوانند برای اجرای پردازش عملیاتی سوئیچ شوند. موفقیت جدید این عمل را تسهیل می‌بخشد.

این سیستم حتی با در نظرگرفتن چالش‌های اتلاف نیرویی که سازندگان تراشه با آن مواجه هستند، می‌تواند در محاسبات کلاسیک کارآمد باشد.

تعدادی از شرکت‌ها شامل IBM در حال طراحی سیستم‌هایی هستند که به روترهای نوری متکی‌اند و سیگنال‌های نوری را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کنند، اما چنین سیستم‌هایی مشکلات خاص خود را دارند.

لوکین معتقد است فناوری وی و همکارانش می‌تواند روزی برای ساخت سازه‌های سه‌بعدی پیچیده مانند بلورها از نور به کار رود.

جزئیات این موفقیت علمی در Nature منتشر شد.


طبقه بندی: شیمی، اكتشافات،

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 | 08:44 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات

دانشمندان سوئیسی و آمریکایی مدعی هستند سیاهچاله های اقیانوسی یا پیچش های عظیم در اقیانوس اطلس جنوبی وجود دارند.

در مقاله ای که توسط "جورج هالر" استاد موسسه تحقیقات ETH زوریخ و "فرانسیسکو برون ورا" از دانشگاه میامی آمریکا در ماه اوت در نشریه مکانیک سیالات منتشر شده است، دانشمندان مدعی اند توانسته اند این پیچش های اقیانوسی را ردیابی و تعریف کنند - کاری که تا کنون اثبات آن غیر ممکن بود.

این محققان با مطالعه تصاویر ماهواره ای توانستند هفت نوع سیاهچاله را در یک گروه از پیچش های دریایی شناسایی کنند. آنها نتیجه گرفتند که گرداب ها همان ویژگی های ریاضی سیاهچاله های فضایی را دارند.

پیچش های دریایی یک چرخش هستند که به عنوان جریانی تعریف می شود که در تضاد با جریان اصلی که به صورت گاز یا مایع است؛ بویژه آنهایی که دارای حرکت چرخشی دورانی هستند. این گرداب ها بسیار بزرگتر از شهرها هستند و مانند سیاهچاله هایی که نور را می بلعند اینها نیز آب را در خود فرو می برند.

این تحقیق افزود این چرخش های عظیم اقیانوسی پناهگاهی برای زنجیره غذای دریایی ایجاد کرده و حتی بر تغییرات اقلیم از طریق حمل و نقل دور برد شوری و دمایی خود تاثیر دارند.

پیش از این دانشمندان علوم فضایی از کشف سیاهچاله ها در کائنات خبر داده اند؛ پدیده های عظیمی که همه چیز را در خود فرو می برند و حتی نور نیز توان فرار از آن را ندارد. این نخستین بار است که سیاهچاله هایی از نوع آبی آن در زمین شناسایی می شود.




طبقه بندی: اكتشافات،

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 12 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic