تبلیغات
♥╬ به نام خالق کهکشان ها ╬♥ - اسرار جهان‌های موازی – قسمت ششم (آخر)

در قسمت‌های قبل گفتیم كه بر اساس نظریه چندجهانی، جهان ما صرفاً یكی از بی‌نهایت جهان‌های حبابی است كه پیوسته از یكدیگر مشتق می‌شوند و هر یك پس از بیگ بنگ خود دچار تورم شده و جهانی جدید را ایجاد می‌كنند. هر یك از این جهان‌ها می‌توانند كاملا با جهان ما متفاوت باشند. نیروهای بنیادی و ذرات زیراتمی خاص خودشان را داشته باشند. با تمام این شرایط آنها می‌توانند بر جهان ما تأثیر بگذارند و خوشبختانه این تأثیر، نشانه‌های مشاهده‌پذیری بر جای می‌گذارد. نظریه چندجهانی پیش‌بینی می‌كند اگر جهان ما با یكی از جهان‌های همسایه برخورد كند، انرژی این برخورد ردی حلقوی و كم نور در تابش كیهانی بر جای خواهد گذاشت. فضاپیمای پلانك اكنون سه سالی هست كه به نقشه‌برداری دقیق از شدت و قطبش تابش زمینه كیهانی مشغول است و پژوهشگران امیدوارند بتوانند نشانه‌هایی از این حلقه‌ها را پیدا كنند. برخی فیزیك‌دانان نظری حتی پیش‌نهاد داده‌اند كه ممكن است برخی از این جهان‌های حبابی از طریق كرم‌چاله‌های فضازمان با جهان ما ارتباط داشته باشند.

549609_456871681023521_33084568_n

چندجهانی‌های كاملاً متفاوت :

نظریه مكانیك كوانتومی كه رویدادهای دنیای زیراتمی را با دقتی بی‌نظیر توصیف می‌كند،‌سال‌ها است كه باعث شگفتی فیزیك‌دانان شده است. یكی از بزرگترین اسرار این نظریه این است كه در حالی‌كه چارچوب ریاضی و معادلات این نظریه به مجموعه مختلفی از پاسخ‌ها منجر می‌شود.
چرا همیشه یكی از این جواب‌ها است كه نتایج آزمایش‌های ما را توصیف می‌كند. وجود دیگر مجموعه‌ پاسخ‌ها به چه معنی است؟
پاسخ كتاب‌های درسی به این سوال این بود كه عمل مشاهده‌ ذره، دیگر پاسخ‌های ممكن را از بین می‌برد، حال به چه ترتیب و مكانیسمی مشخص نبود.
اما در سال 1957، هاگ اورت سوم، دانشجوی تحصیلات تكمیلی دانشگاه پرینستون پیشنهاد كرد كه دیگر مجموعه پاسخ‌ها، رویدادهایی را توصیف می‌كنند كه در تعداد بسیار زیادی جهان موازی و همزمان با ما اتفاق می‌افتند. این ایده كه به دیدگاه جهان‌های متعدد نظریه كوانتومی مشهور شده، به وضوح شبیه به ایده چندجهانی اما به مراتب افراطی‌تر است. چرا كه می‌گوید این جهان‌های موازی هزاران میلیارد سال نوری با ما فاصله ندارند، بلكه به نحوی در ارتباط با ما وجود دارند. برخی دیگر از نظریه‌پردازان چنین ادعا می‌كنند كه كامپیوترهای كوانتومی فوق‌ سریع كه به خاطر سرعت فوق‌العاده بالای پردازش اطلاعات مورد توجه قرار گرفته‌اند و هم اكنون در مراحل اولیه طراحی و توسعه قرار دارند، این سرعت نی‌نظیر را از تحلیل اطلاعات در تمام جهان‌های موازی به دست می‌آورند و پاسخ را در جهان ما ارائه می‌دهند.

چندجهانی و پیدایش انسان :

چرا شرایط جهان ما طوری است كه همه چیز برای پیدایش ما انسان‌ها مهیاست؟
دانشمندان سال‌ها است تلاش می‌كنند به این سوال پاسخ دهند. ولی تا همین اواخر تنها چیزی كه فهمیده بودند، این بود كه اگر نیروهای بنیادی و ذرات بنیادی سازنده جهان ما خواصی متفاوت، هر قدر اندك با مقدار فعلی داشتند، حیات انسان در این جهان غیر ممكن می‌شد و ما هم نمی‌توانستیم وجود داشته باشیم (رجوع شود به مبحث شش عدد جادویی). برای مثال اگر نیروی هسته‌ای ضعیف خیلی قوی‌تر از مقدار فعلی بود، انفجارهای ابرنواختری هم نمی‌توانستند عناصر شیمیایی مورد نیاز برای شكل‌گیری حیات را تولید كنند.
مجموعه این مشاهدات منجر به مطرح‌شدن اصل انسان‌دوستی (Anthropic Principle) شد كه می‌گوید نفس وجود ما انسان‌ها می‌تواند شواهدی در مورد برخی ویژگی‌های جهان به دست دهد.
در دهه 1950،‌فرد هویل، منجم انگلیسی با استفاده از همین اصل، وجود خاصیتی شناخته‌نشده از اتم‌های كربن را پیش‌بینی كرد. چرا كه در غیر این صورت ستارگان منفجرشونده نمی‌توانستند عناصر پایه‌ای حیات را تولید كنند. استیون واینبرگ، فیزیك‌دان نظری بزرگ و برنده جایزه نوبل از همین اصل برای پیش‌بینی وجود انرژی تاریك استفاده كرده بود.
حال می‌توان برای پرسشی كه در آغاز این مباحث مطرح شد، توضیحی ارائه داد.

شاید پاسخ این باشد كه تمام این ویژگی‌ها ب‌طور تصادفی كنار هم جمع نشده‌اند و وجود چنین جهانی، عملاً نشانه‌ای است از اینكه این جهان اختصاصاً برای ما آفریده شده است. اما نظریه چندجهانی از زاویه دیگری به ماجرا نگاه می‌كند. طبق این نظریه، تعداد بی‌نهایت جهان‌های موازی بدان معنی است كه می‌توان در برخی از این جهان‌ها، شرایط مستعد حیات را حتی در توزیع اتفاقی ایجاد كرد.

خطرناك‌ترین علم امروز :

تصورش را بكنید وقتی آن سیب مشهور روی سر آیزاك نیوتن افتاد، قانون جاذبه عمومی به او الهام نمی‌شد و مثلاً چنین استدلال می‌كرد كه برخی سیب‌ها به پایین و برخی دیگر به سمت بالا سقوط می‌كنند. ولی ما فقط می‌توانیم سیب‌هایی را ببینیم كه به پایین سقوط می‌كنند. چرا كه سیب‌هایی كه به بالا سقوط می‌كنند، زودتر از آنكه متوجه شویم، از میدان دید ما خارج شده‌اند.
البته مثال بالا فقط یك شوخی است. اما هدف از طرح آن مسئله‌ای جدی است. ایده چندجهانی می‌تواند ما را مرتكب اشتباهی تاریخی كند كه یوهانس كپلر سال‌ها برای یافتن پاسخ آن وقت گذاشت و موفق نشد. اینكه در جست‌وجوی پاسخ به پرسش‌هایی برآییم كه پاسخی ندارند.
از هر منظری كه به چندجهانی بنگرید، در قلمروی علوم پرخطر قرار می‌گیرد.
كافی‌ است اندازه‌گیری‌ جدیدی برای انرژی تاریك انجام شود كه نتیجه آن با محاسبات نظری سازگار باشد، یا مدلی جدید از كیها‌ن‌شناسی تورمی تدوین شود كه فقط به شكل‌گیری یك جهان منجر شود یا حتی مشخص شود كه نظریه ریسمان با جهان‌های متعدد سازگار نیست و مانند آن!!!
هر قلمرو پرخطری می‌تواند جایزه‌های بزرگی را در خود پنهان كرده باشد. در طول پنج قرن گذشته از قدرت مشاهدات و آزمایش‌ و استدلال‌های ریاضی استفاده كرده‌ایم تا سد باورهای اشتباه گذشته را بشكنیم. نوع بشر راهی طولانی و پر فراز و نشیب را در تغییر درك خود از عالم، پشت سر گذاشته است. از عالمی كه زمین كوچك مركز آن بود تا كیهان وسیعی كه صدها میلیارد كهكشان چون ذرات گرد و غبار در آن پراكنده‌اند. آن هم در زمان كوتاهی كه در مقایسه با صدها هزار سال زندگی بشر در این سیاره خاكی به چشم برهم‌زدنی می‌ماند.
ایده چندجهانی هم ممكن است اشتباه باشد و ممكن‌ است واقعیت داشته باشد.
به نظر شما تلاش برای پاسخ به این سوال، ارزش خطركردن را ندارد؟؟؟




طبقه بندی: فیزیك،

تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392 | 11:08 ب.ظ | نویسنده : physicfa | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.